حروف اضافه 1 At-On-In
حروف اضافه
در ابتدا از پر کاربردترین حروف اضافه شروع می کنیم که کجاها استفاده میشن .
حروف اضافه از لحاظ شکلی ممکن است یک کلمه یا بصورت عبارتی متشکل از چند کلمه باشند.
حروف اضافه هر کدام نقش ویژه ای در جملات بر عهده دارند.مثلا تعدادی از آنها بیانگر محل و موقعیت مکانی هستند، تعدادی نشانگر زمان بوده و برخی حرکت و جهت را نشان میدهند. بعضی از آنها هم جهت بیان منظور، همراهی، همبستگی، سنجش، مشابهت، و.. بکار میروند.
Prepositions of Place حروف اضافه مکان

گرامر سوم دبیرستان
گرامر سال اول دبیرستان
تبریک




فرا رسیدن ماه مهر
ماه طلوع خورشید علم آموزی
بر همه دانش آموزان عزیزم مبارک باد

دعا/ نيايش

بارالها! به سوي تو آمدهام تا دريابيام، در اين بي سر و سامانْ بازار دنيا. به سوي تو آمدهام تا از تو مدد جويم؛ ياري طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاري؛ که من پوچم بي تو!
اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستيم و سال علمآموزي جديدي پيش روست، از تو ميخواهم مرا ياري کني تا در مسيري گام بردارم که مروّج علم و آيين تو باشم.
ياريام کن تا همواره در آموختن، حريص باشم و در ترويج آموختههايم، سخي.
ياريام ده تا بياموزم آنچه را تو ميپسندي و دوري جويم از آنچه ناپسند توست.
کمکم کن قلم که در دست ميگيرم، به ياد تو باشم و آنچه مينگارم، مورد رضاي تو باشد. بر صفحه تاريک دلم با قلم الهيات نقشي بزن که تا زندهام، به اينکه موجودي مفيد فايده در هستي بيپايانت بودهام، به خود ببالم.
در اين ماه مهر، از مهر بيکران خويش باز هم به من ببخش و اين آغازِ دوباره را برايم آغازي مبارک رقم بزن.
به لطف و کرمت، يا ارحم الراحمين!

فقط بوی ماه مهر نبود
دلهره های ناتمام شب هم بود...
عشق کیف و بوی ورق کتابهایت و پاکن میلان...
مداد شمعی های از کمر شکسته و کج کوله ات...
دعوای ساندیس و پشمک...
نیمکتهایی که صدای قیژ قیژشان تمامی نداشت...
کیف همکلاسی ات که همیشه سد راه نگاه های دزدکی ات بود
نامه های توی جامیزت هم بود...
ضربدرهایی که مبصر انگار روی روح و جسمت میکشید...
یک بوی دیگر هم بود..
بوی گچهایی که تو صورتی اش را دوست داشتی...
صدای اشنای قدمهای مراقب که تنت را میلرزاند...
درد تلخ خط کشهای چوبی...
صدای شق لیوان تاشو...
بوی صابون کاغذی...
خنده های مستانه ی زنگ ورزش و شعر هایی که بلد بودی...
"عمو زنجیر باف" دستمال پشت سر کی بندازم"
پول خورد های دوست داشتنی و ساندویچهای کثیف...
روپوشهای یک رنگ و یک شکل...
تصمیم لعنتی کبری و چوپان بخت برگشته ی دروغگو..
پرتقال فروشی پرتقالهایش از قرار...
پیکی که تو هیچ وقت به "لبخندهایش" نخندیدی...
خودکار قرمز معلمت...
....بودند...بودند...بودند و تو هیچوقت بودنشان را نفهمیدی...همانجور که رفتنشان را نفهمیدی
